آندره ژید
کارهایی هست که دیگران هم می توانند انجام دهند، آن را انجام نده. حرفهایی هست که دیگران هم می توانند بزنند، آن را بیان نکن و چیزهایی هست که دیگران هم می توانند بنویسند، آن را ننویس! کاری را بکن که فقط تو می توانی انجامش بدهی.
آندره ژید
سعادتی را که بر اساس بی خبری من از دنیا و غمهای مردم دنیا استوار شده باشد نمی خواهم. یقین دارم خیلی چیزهای نامطبوع وجود دارد که به من نمی گویید و مرا از آن غافل می گذارید. آنچه من اکنون از شما می طلبم خوشبخت کردن من نیست آگاه کردن من است.
آندره ژید
اغلب مردم گمان می کنند در خودشان چیز مفیدی نیست. لذا درصدد بر می آیند که خود را طور دیگر وانمود کنند. هر کس ادعا میکند که به خودش شبیه است. هر شخصی اول خودش را سرمشق می داند و سپس تقلید میکند وکسی را برای تقلید انتخاب نمیکند. گمان میکنم که این هم چیزی است که در روحیات بشر قابل مطالعه است هیچکدام جرات ندارند ورق را برگردانند قوانین تقلید را من قوانین ترس می نامم. آنها از تنها شدن می ترسند وبدین جهت در صدد کشف خود بر نمی آیند این اختلال اخلاقی به نظر من زننده و نفرت آور است حتی از نامردی و بی غیرتی نیز پست تر است. با این وجود ابداع و ابتکار زاییده ی تنهایی است. اما چه کسی در اینجا در صدد ابداع بر می آید؟
آندره ژید
فقط یک شب برای عشق هر چند بزرگ باشد کافی است که خود را ظاهر سازد و خاطره ی من اصرار دارد که تنها آن را مجسم کنم. در لحظه ی خوشی روح ما به یکدیگر ملحق گردیده بود و من گمان میکنم این لحظه در عشق فقط یک دفعه اتفاق می افتد و پس از آن روح بیهوده کوشش میکند که از آن رهایی یابد بدین جهت در صدد بر می آید که خوشبختی گذشته را تجدید کند. ولی افسوس هیچ چیز به اندازه ی خاطره خوشبختی مانع خوشبختی نیست و افسوس که من نمی توانم خاطرات آن شب را فراموش کنم.
آندره ژید
اموری که در نظر دیگران فوق العاده مهم می آید برای کسی که مرگ را به چشم خود دیده اهمیت ندارند و سایر امور هم که فاقد اهمیت می باشند برای او چیزی در نظر نخواهد آمد. مطالعات و معلوماتی که سربار روح کسی شوند عینا مثل پرده ای روح را می پوشانند. گاهگاهی این پرده کنار رفته و طبیعت و احساسات واقعی انسانی که در زیر آنها پنهان است آشکار می شود.